یوزپلنگ ایرانی را بشناسیم

تاريخچه پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

در اواخر سال 60 با مشاهده یوزپلنگ در منطقه نای بندان، با انجام بررسی‌های لازم، حفاظت از گونه ارزشمند یوزپلنگ در دستور کار مسئولان و کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست استان خراسان قرار گرفت و سرانجام به مطرح شدن اولین فاز حفاظت بین المللی یوزپلنگ آسیایی در سال 1375 انجامید. سپس با پیگیری دفاتر امور حیات وحش سازمان و اداره کل مذکور در سال 1377 و با کمک سازمان های بین المللی "پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیست بوم های مرتبط" با استفاده از کمک های مالی سازمان تسهیلات جهانی (GEF) و سازمان حفاظت محیط زیست در شهریور ماه سال 1380 تصویب گردید.

یوزپلنگ ایرانی ، طبیعت بکر

 

طی 12 سال گذشته پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی فعالیت های زیادی را در زیستگاههای یوز آسیایی در کشور انجام داده است که این فعالیت ها در بخش های حفاظتی،علمی و آموزشی بوده است. 

وضعيت يوزپلنگ پيش از اجرای پروژه

اطلاعاتی درباره اکولوژی يوزپلنگ وجود نداشت!
مردم ايران چيزی درباره يوزپلنگ نمی دانستند!
تنها می دانستيم که 5 لکه زيستگاهی در کوير ايران احتمالا سنگرگاه يوزپلنگ است!
کمتر از 45 محيط بان وظيفه حفاظت از 3/8 ميليون هکتار عرصه يوزخيز را برعهده داشتند!
حدودا 2 قلاده يوزپلنگ هر ساله به دليل ناآگاهی عموم مردم توسط انسان کشته می شد!
هيچ تجربه ای از اجرای پروژه های حفاظتی در سطح کشور وجود نداشت!
اکثر کارشناسان بر اين باور بودند که کمتر از 15-10 قلاده يوزپلنگ در کشور وجود دارد و حتی برخی آنرا کاملا منقرض شده می پنداشتند.

یوزپلنگ ایرانی ، گربه سانان

 

پراکندگي يوزپلنگ آسيايي

اين زيرگونه در نواحي شمال آفريقا و در کشورهاي الجزاير، مصر، مراکش و برخي از کشورهاي آسيايي نظير هند، پاکستان، افغانستان، ايران، عراق، اردن، عمان، عربستان سوريه و کشورهاي آسياي مرکزي در جنوب روسيه تا اوايل قرن 20ميلادي پراکندگي داشتند. اکنون تنها جمعيت باقي مانده  يوزپلنگ آسيايي در ايران باقي مانده که در سالهاي اخير به شدت کاهش يافته است.

پراکندگي زيستگاه هاي منتخب يوزپلنگ آسيايي در ايران

تا قبل از دهه1350 گزارش مستندي از پراکندگي يوز در ايران موجود نيست، اما طبق شواهد موجود اکثراً مناطق استپي و بياباني ايران از بمپور در بلوچستان تا طبس، پارک ملي گلستان، خوش ييلاق و ذخيرهگاه زيست سپهر توران، پارک ملي کوير، موته اصفهان، بافق يزد، خبروروچون و راور کرمان حاجي آباد بندرعباس و منطقه بهرام گور فارس مشاهده شده است. پراکندگي فعلي يوز آسيايي در مناطق تحت مديريت کوير مرکزي، توران، مياندشت، بافق، نايبندان طبس، دره انجير يزد،کالمند مهریز،عباس آباد نائین،سیاهکوه یزد و راور کرمان مي باشد.

یوزپلنگ ایرانی ، پراکندگی زیستگاه
 

زيستگاه يوزپلنگ آسيايي

زيستگاه يوز در ايران دشتهاي باز و پهناور و تپه ماهورهاي وسيع استپي و بياباني است. اين مناطق با وجود بارندگي کم و محدود داراي پوشش گياهي مناسبي است که در آن گونه هايي نظير درمنه، گز، تاغ، قيچ، اسکنبيل، کاروان کش، ريش بز و اشنان مشاهده مي شود. اين پوشش زيستگاه مناسبي را براي جانوراني مانند آهو، جبير، گوسفند وحشي و خرگوش که غذاي اصلي يوز مي باشند را فراهم مي آورد. چنين زيستگاهي به يوز اجازه مي دهد که به بهترين نحو از قابليتهاي فيزيولوژي و ريخت شناسي خود استفاده نمايد.
يوزها مخاطره آميزترين زندگي را در ميان تمامي جانوران بياباني دارند. دو نقطه ضعف معمولاً براي آنها گران تمام مي شود. نخست اينکه قادر نيستند در ماههاي گرم سال، گرماي خورشيد را تحمل کنند؛ در اين هنگام از سال آنها بايد کاملاً در سايه باقي بمانند. اگر يوزي مورد آزار و اذيت قرار گيرد و مجبور به ترک پناهگاه خود و راه رفتن در آفتاب شديد شود، ريسک بزرگي کرده و پس از طي چند کيلومتر ممکن است بر اثر گرما تلف شود. دومين نقطه ضعف يوزهاي ايران اين است که به شدت نگران امنيت خود هستند و اين نگراني باعث استرسآنها مي شود. وقتي انسان به آن نزديک مي شود، اولين واکنش آن اين است بدون جلب توجه کاملاً بر روي زمين دراز بکشد تا خودش را استتار نمايد. اگر عامل استرس نزديک تر شود، جانور در اولين پناهگاه قابل دسترس مانند حفره اي در ميان کوه ، لانه جانوراني نظير روباه، خرگوش و يا کفتار پناه مي گيرد. در نهايت اگر نتواند محلي را براي پنهان شدن بيابد سعي مي کند فرار کند.
 
ارزش هاي يوز

1.    یوز مانند هر گونه جانوری دیگر از نظر ذخیره ژنتیک منحصر به فرد  است و انقراض آن کره زمین را برای همیشه از آن ذخیره ژنتیک محروم می کند. هر گونه جانوری، به ویژه پستانداران وحشی در تحقیقات علمی از جمله تحقیقات پزشکی دارویی ارزش بسیاری دارند.
2.    یوز یکی از اجزا تنوع زیستی ایران است که با دیگر اجزا آن در ایران و با گونه های دیگر این خانواده در سایر نقاط جهان تفاوت دارد. یوز مانند هر جانور دیگری در ایجاد تعادل اکولوژیک موثر است و انقراض آن این تعادل را بر هم می زند.(در مناطقی که جمعیت پستاندارن گوشتخوار کاهش یافته باشد و ناهنجاری هایی مانند انفجار جمعیت جوندگان پیش آید.)
3.    یوز گونه پرچم در زیستگاه است و نشان دهنده وضعیت زیستگاه، وضعیت گونه های جانوری و گیاهی آن زیستگاه است. این گونه در حرکت های حفاظتی از ارزش نمادین بسیار بالایی برخوردار است. گونه پرچم می تواند گونه چتر هم باشد یعنی حفاظت از آن به منزله پوشش دادن حفاظت از تمام زیستگاهها و تمام گونه های گیاهی و جانوری آن زیست بوم است.
4.    یوز،یکی از جاذبه های طبیعت گردی ایران است که می تواند منبع ایجاد درآمد برای جوامع محلی باشد.

یوزپلنگ ایرانی ،ارزشهای یوز

عوامل تهديد كننده يوزپلنگ در زيستگاههاي مرتبط با آن:

1-    چراي مفرط دام در زيستگاه
2-    سگهاي گله
3-    تخريب زيستگاه ‌(به هر صورت از قبيل راه سازي (جداسازي زيستگاه)- معدن كاوي- تخريب و تبديل مراتع  به مزرعه.
4-    اشغال زيستگاه توسط دام يا انسان
5-    شكار طعمه
6-    كاهش طعمه به دلايل مختلف
7-    تلفات يوزپلنگ به طرق مختلف بويژه تصادفات جاده اي

چنانچه هر چه زودتر اقداماتی برای حفظ یوز آسیایی نکنیم، این جانور با همان سرعتی که می دود، رو به انقراض می رود و به زودی به سرنوشت شیر ایرانی و ببر مازندران دچار خواهد شد و برای همیشه از سرزمینمان رخت برخواهد بست. به یاد داشته باشیم که ما حافظان آخرین بازمانده های یوز آسیایی هستیم. این وظیفه ماست که این امانت را به نسل های بعد از خود برسانیم.

نانو در ایران

ناوري نانو يا نانوتكنولوژي رشته‌اي از دانش كاربردي و فناوري است كه جستارهاي گسترده‌اي را پوشش مي‌دهد. موضوع اصلي آن نيز مهار ماده يا دستگاه‌هايي در ابعاد كمتر از يك ميكرومتر، معمولا حدود ۱ تا ۱۰۰ نانو متر است.
در واقع نانو تكنولوژي فهم و به كارگيري خواص جديدي از مواد و سيستم هايي در اين ابعاد است كه اثرات فيزيكي جديدي - عمدتا متاثر از غلبه خواص كوانتومي بر خواص كلاسيك - از خود نشان مي‌دهند. از اين رو نانوفناوري يك دانش به شدت ميان‌رشته‌اي است و به رشته‌هايي چون فيزيك كاربردي، مهندسي مواد، ابزارهاي نيم رسانا، شيمي ابرمولكول و حتي مهندسي مكانيك، مهندسي برق و مهندسي شيمي نيز مربوط مي‌شود.
در كشور ما نيز در مورد فناوري نانو يك سند راهبرد توسعه فناوري نانو تدوين شده كه يك سند 10 ساله است و در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و هيات دولت به تصويب رسيده است.
يكي از مهمترين اهداف ارايه شده در اين سند اين است كه تا سال 2015 ميلادي در تمام حلقه هاي زنجيره فناوري نانو از توسعه منابع انساني، توليد علم ، توسعه تكنولوژي و توليد محصولات نانو ميان 15 كشور برتر جهان قرار بگيريم .
از آنجايي كه اين سند با يك حوزه تكنولوژي كاملا پويا مواجه است در نتيجه نمي تواند سندي ايستا و ايستاتيك باشد بلكه بايد سندي پويا را طراحي كرد چرا كه در اين بازه زماني10ساله تغيير و تحولات بسياري در حوزه فناوري هاي نوين بروز مي كند.
اين سند به سه دوره تقسيم شده است كه دوره اول و دوم سه ساله و دوره سوم ، چهار ساله است.
دكتر "سعيد سركار" افزود: هدف از اين تقسيم بندي اين است كه هر سه سال يك بار اين سند را بازنگري كنيم و متناسب با واقعيات روز جهاني و پيشرفت هاي كشور سند را اصلاح كنيم.
وي مبناي اصلاحات را ارزيابي توسعه فناوري نانو در جهان و كشورهاي پيشرفته و پتانسيل و توانمندي هايي كه در ايران ايجاد شده ، اعلام كرد .
سركار خاطرنشان كرد: اكنون اين سند در مرحله سوم برنامه ريزي قرار دارد و در اين مرحله نشست هاي تخصصي و تشكيل كارگروه هايي در داخل خود ستاد پيش بيني شده است.
وي افزود : همچنين برنامه هايي كه براي چهار سال آينده مد نظر است در شوراي هماهنگي مطرح و بعد از تصويب به شوراي اصلي ستاد نانو ارايه مي شود.
هم اكنون بيشتر مردم كشور ما با قابليت ها و ظرفيت هاي فناوري نانو آشنا هستند كه اين امر نشان مي دهد در زمينه ترويج اين فناوري در كشور فعاليت هاي خوبي انجام شده است .
فناوري نانو در دانشگاه ها كاملا رواج يافته و از دو سال پيش مطالبي در ارتباط با اين فناوري در كتاب هاي درسي دانش آموزان دبيرستاني وارد شده است.
دبير ستاد ويژه توسعه فناوري نانو يادآور شد : دانش آموزان آينده سازان كشورهستند و بايد با فناوري نانو آشنا شوند. در حال حاضر برنامه ريزي هاي خاصي داريم كه اين فناوري را از پايه تقويت كنيم ولي بحث ترويج يك حركت پويا است .
سركار افزود : امروز بايد صنايع با پتانسيل ها و قابليت هاي فناوري نانو آشنا شوند و صاحبان صنايع بدانند كه اگر به استفاده از اين فناوري در توليد محصول و صنعت توجه نشود ،در آينده رقابت پذيري محصولات و در نتيجه بازار را از دست مي دهند .
بنابراين امروز كه در دوره سوم سند راهبرد توسعه فناوري نانو كشور قرار داريم ، لازمه و مركز ثقل اين حركت پويا در دست صنعتگران و آشنايي صاحبان صنايع با قابليت ها و پتانسيل فناوري نانو قرار داد.

فناوري نانو و حوزه هاي كاربردي آن
در حال حاضر فناوري نانو بحثي است كه تمام حوزه ها را در بر مي گيرد و بر طيف گسترده اي از صنايع و محصولات تاثير مي گذارد.
براي مثال در بحث دارو، در آينده بيش از50 درصد داروها ، داروهاي نانويي خواهند بود كه داروهايي هدفمند و هوشمند هستند.
سركار در اين مورد گفت : اگر امروز صنعت دارويي كشور ما به فناوري نانو توجه نكند در آينده داروهاي امروزي بازار نخواهند داشت و مردم ما در آينده هزينه گزافي را بابت بي توجهي امروز صاحبان صنايع دارويي كشور پرداخت مي كنند .
امروز نانو در صنايع كشاورزي، محصولات غذايي، پوشاك، نساجي،خودرو، نفت و پتروشيمي، آب و محيط زيست، ساختمان و به طور كلي تمامي صنايع كاربرد دارد.چنان چه نمي توان صنعت و يا حوزه اي را پيدا كرد كه متاثر از فناوري نانو نباشد.
به گفته دبير ستاد ويژه توسعه فناوري نانو، يكي از برنامه هايي كه در بخش ترويج فناوري نانو بايد بر روي آن تمركز شود ، ترويج فناوري نانو در صنعت است.
سركار يادآور شد كه هم اكنون در زمينه توسعه منابع انساني متخصص در فناوري نانو پيشرفت هاي خوبي داشته ايم .
وي خاطر نشان كرد : علاوه بر تحقيقات افقي كه در آن محققان ما پيرو كنجكاوي هاي خود تحقيق مي كنند ، يك اولويت ملي تعريف شده است كه با توجه به پتانسيل ها ، ظرفيت ها ، مشكلات و نيازهاي كشور بايد تحقيقات انجام شود.
سركار افزود: از آنجايي كه كشور ما از لحاظ منابع نفت ، گاز و انرژي خورشيدي قوي است بنابراين به كارگيري نانو در حوزه انرژي ،توليد انرژي، ذخيره سازي آن و صرفه جويي در مصرف يكي از اولويت هاي ستاد نانو است.


 فوايد كريدور خدمات فناوري تا بازار
فناور زماني يك فناوري است كه قابل انتقال و واگذاري باشد و درست مستند شود. مستند سازي يك فناوري با گزارش تحقيقاتي يا پايان نامه كارشناسي ارشد و دكتري متفاوت است.
سركار افزود: بسياري از متخصصان و فناوران چون از جامعه دانشگاهي هستند ، فناوري را مانند يك پايان نامه مستند سازي مي كنند در حالي كه اين مستند سازي صحيح نيست و براي اين منظور بايد مشاوران تخصصي داشته باشيم كه آنها را به اين فناوران معرفي كنيم تا با كمك انها متخصصان بتوانند فناوري هاي خود را مستند كنند .
وي خاطر نشان كرد : از سوي ديگر بازار جهاني قانون خاص خود را دارد پس اگر مي خواهيم محصولات خود را وارد اين بازار كنيم و اقتصاد دانش بنيان داشته باشيم بايد به قوانين موجود در جهان احترام بگذاريم.
سركار تاكيد كرد: از اين رو بايد گروهي وحود داشته باشند كه بتوانند آخرين دستاوردها و پتنت ها را ارايه دهند.در عين حال اين گروه بايدبتوانند فناوري هاي بديع و نو متخصصان ايراني را درمجامع بين المللي ثبت كنند و مالكيت آن را به نام محققان كشور محرز كنند.
وي ثبت اختراعات و رصد انها را بسيار مهم دانست و گفت : ايجاد پايگاهي در كريدور خدمات فناوري تا بازار براي جستجوي پتنت و ثبت پتنت از ديگر خدماتي است كه اين كريدور ارايه مي دهد . 
 
نانو در آسيا
چشم انداز توسعه فناوري نانو در آسيا بسيار گسترده است و هم اكنون كشورهاي آسيايي داراي محصولات گسترده با استفاده از فناوري نانو هستند .
در اين حوزه بايد قرن 19 را قرن آمريكا و قرن 20 را قرن اروپا ناميد ولي هم اكنون تمام جهان متوجه اين امر هستند كه قرن 21 ، قرن فناوري نانو در آسيا خواهد بود.
دبير ستاد ويژه توسعه فناوري نانو در مورد رتبه ايران در زمينه توليد علم نانو در جهان گفت: در سال 2000 كه آغاز فعاليت هاي مطالعاتي كشورمان در اين زمينه بود و ستاد ويژه توسعه فناوري نانو هنوز تاسيس نشده بود ، رتبه ايران در جهان 59 و در ميان كشورهاي جهان اسلام رتبه ششم را پس از تركيه، مصر، مالزي، مغرب و تونس داشتيم .
سركار خاطرنشان كرد : ستاد ويژه توسعه فناوري نانو در سال 2003 تاسيس شد و با فعاليت اين ستاد ، ايران چهار سال پيش در زمينه توليد علم فناوري نانو رتبه اول را در ميان كشورهاي جهان اسلام كسب كرد و سه سال پيش در منطقه اول شد.
وي گفت: اكنون در پايان سال 2010 رتبه 14 جهان را در زمينه توليد علم فناوري نانو در جهان كسب كرده ايم و در اين رتبه بندي بعد از كانادا و قبل از استراليا قرار گرفته ايم. ايران اكنون در زمينه توليد علم نانو جز 15 كشور برتر جهان قرار دارد و با اين كه كشورمان در حال رقابت با كشور هاي قدرتمند جهان در اين زمينه است ولي در تلاش هستيم كه در آينده نزديك در بين 10 كشور برتر جهان باشيم.
 
ايران نماينده جهان اسلام در نمايشگاه هاي بين المللي فناوري نانو
ايران تنها كشور از جهان اسلام و منطقه خاورميانه است كه در كنار كشورهاي قدرتمند در نمايشگاه بين المللي فناوري نانو در ژاپن شركت مي كند .
متخصصان كشورمان در سال 89 13براي چهارمين سال متوالي در نمايشگاه بين المللي ژاپن شركت كرد و بهمن ماه امسال نيز در اين نمايشگاه حضوري فعال خواهد داشت .
حضور ايران در نمايشگاه هاي بين المللي نانو بسيار ارزشمند است زيرا باعث مي شود كه كشورهاي پيشرفته، سطح پيشرفت هاي ايران در عرصه فناوري نانو را ببينند .
سركار يادآور شد : دستاوردهاي ايران در عرصه فناوري هاي نانو بسيار گسترده است و با توجه به اين ايران بايد در اين نمايشگاه هاي بين المللي در ميان كشورهاي قدرتمند جهان در حوزه فناوري نانو، مانند آمريكا، ژاپن، كره جنوبي ، انگليس، آلمان باشد.
وي در مورد برنامه هاي سال 90 براي شركت فناوران در نمايشگاه هاي بين المللي فناوري نانو گفت: امسال در نمايشگاه بين المللي فناوري نانو در ژاپن و كره جنوبي شركت خواهيم كرد و همچنين امسال براي اولين بار كنسرسيوم كشورهاي آسيايي در حوزه فناوري نانو در ايران برگزار مي شود.

مولانا و رمضان

آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل
وان کش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست

روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست

چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست

مولانا

رمضان 91

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفـــر شهر خدا كرد مرا


از گلستان كرم طرفه نسيـمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا


نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پــــله از سلسـله ديـــو دعــا كـــــرد مـــرا


فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهـي تا به لـب آب بقـا كرد مـرا


من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايـــق مكتب فخــر النجبا كـــرد مـــرا


در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا


دست از دامن اين پيك مبـارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا


زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا كــــرد مـــرا


هر سر مويــم اگـر شـكر كند تـا به ابــد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

فتح‌الله اسلامي‌نيا

الهی !!

الهی! مگو چه آورده‌ای، كه رسوا شوم، و مپرس چه كرده‌ای كه روسیاه شوم.
الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاكسارانم و خاك بر سر.
الهی! چون یتیم بی‌پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم.
الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن كه پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم كه بر تو حقّی دارم.
الهی! اگر تو فضل كنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر عدل كنی، فضل دیگران چون باد.
الهی! ما در دنیا معصیت می‌كردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد، و دشمن تو ابلیس شاد.
الهی! اگر فردای قیامت عقوبت كنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه.
الهی! مركب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.
الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یك «لبّیك» درب همه ناكامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری كه نمی‌دانستم تا لطف تو را دریازم.
خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ.
الهی! می‌بینی و می‌دانی، و برآوردن، می‌توانی.
الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟
الهی! هر روز كه برمی‌آید، ناكس‌ترم، و چنان كه پیش می‌روم، واپس‌ترم!
الهی! تو بساز كه دیگران ندانند، و تو نواز كه دیگران نتوانند.
الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون كه دانستم، نتوانستم.
الهی! بیزارم از آن طاعتی كه مرا به عُجب آرد، و بنده آن معصیتم كه مرا به عذر آورد.
الهی! دانایی ده كه از راه نیفتم، و بینایی ده كه در چاه نیفتم.

زیبا ترین صنعت مراعات نظیر در شاهنامه فردوسی

بر آمد خروشيدن دارو گير

درخشيدن خنجر و زخم تير

دو لشكر بهم اندر آويختند

تو گفتي به يكديگر آميختند

زآسيب شيران پولاد چنگ

دريده دل شير و چرم پلنگ

زمين كرده بد سرخ رستم بجنگ

يكي گرزه گاو پيكر تيز چنگ

بهر سو كه مركب بر انگيختي

چو برگ خزان سر فرو ريختي

چو شمشير بر گردن افراختي

چو كوه از سواران سر انداختي

زخون دليران به دشت اندرون

چو دريا زمين موج زن شد زخون

به روز نبرد آن يل ارجمند

به شمشيرو خنجر ، به گرز و كمند

بريد و دريد و شكست و ببست
يلان را سر و سينه و پا و دست

فرق آدم های بزرگ و متوسط و کوچک در چیست ؟

آدم هاي بزرگ درباره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط درباره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

********************* 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

*********************  

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

*********************  

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 ********************* 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 ********************* 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 ********************* 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

ترجیع بند معروف هاتف اصفهانی

ای فدای تو هم دل و هم جان

وی نثار رهت هم این و هم آن

دل فدای تو، چون تویی دلبر

جان نثار تو، چون تویی جانان

دل رهاندن زدست تو مشکل

جان فشاندن به پای تو آسان

راه وصل تو، راه پرآسیب

درد عشق تو، درد بی‌درمان

بندگانیم جان و دل بر کف

چشم بر حکم و گوش بر فرمان

گر سر صلح داری، اینک دل

ور سر جنگ داری، اینک جان

دوش از شور عشق و جذبه‌ی شوق

هر طرف می‌شتافتم حیران

آخر کار، شوق دیدارم

سوی دیر مغان کشید عنان

چشم بد دور، خلوتی دیدم

روشن از نور حق، نه از نیران

هر طرف دیدم آتشی کان شب

دید در طور موسی عمران

پیری آنجا به آتش افروزی

به ادب گرد پیر مغبچگان

همه سیمین عذرا و گل رخسار

همه شیرین زبان و تنگ دهان

عود و چنگ و نی و دف و بربط

شمع و نقل و گل و مل و ریحان

ساقی ماه‌روی مشکین‌موی

مطرب بذله گوی و خوش‌الحان

مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور

خدمتش را تمام بسته میان

من شرمنده از مسلمانی

شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان

پیر پرسید کیست این؟ گفتند:

عاشقی بی‌قرار و سرگردان

گفت: جامی دهیدش از می ناب

گرچه ناخوانده باشد این مهمان

ساقی آتش‌پرست آتش دست

ریخت در ساغر آتش سوزان

چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش

سوخت هم کفر ازان و هم ایمان

مست افتادم و در آن مستی

به زبانی که شرح آن نتوان

این سخن می‌شنیدم از اعضا

همه حتی الورید و الشریان

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

از تو ای دوست نگسلم پیوند

ور به تیغم برند بند از بند

الحق ارزان بود ز ما صد جان

وز دهان تو نیم شکرخند

ای پدر پند کم ده از عشقم

که نخواهد شد اهل این فرزند

پند آنان دهند خلق ای کاش

که ز عشق تو می‌دهندم پند

من ره کوی عافیت دانم

چه کنم کاوفتاده‌ام به کمند

در کلیسا به دلبری ترسا

گفتم: ای جان به دام تو در بند

ای که دارد به تار زنارت

هر سر موی من جدا پیوند

ره به وحدت نیافتن تا کی

ننگ تثلیت بر یکی تا چند؟

نام حق یگانه چون شاید

که اب و ابن و روح قدس نهند؟

لب شیرین گشود و با من گفت

وز شکرخند ریخت از لب قند

که گر از سر وحدت آگاهی

تهمت کافری به ما مپسند

در سه آیینه شاهد ازلی

پرتو از روی تابناک افگند

سه نگردد بریشم ار او را

پرنیان خوانی و حریر و پرند

ما در این گفتگو که از یک سو

شد ز ناقوس این ترانه بلند

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

دوش رفتم به کوی باده فروش

ز آتش عشق دل به جوش و خروش

مجلسی نغز دیدم و روشن

میر آن بزم پیر باده فروش

چاکران ایستاده صف در صف

باده خوران نشسته دوش بدوش

پیر در صدر و می‌کشان گردش

پاره‌ای مست و پاره‌ای مدهوش

سینه بی‌کینه و درون صافی

دل پر از گفتگو و لب خاموش

همه را از عنایت ازلی

چشم حق‌بین و گوش راز نیوش

سخن این به آن هنیالک

پاسخ آن به این که بادت نوش

گوش بر چنگ و چشم بر ساغر

آرزوی دو کون در آغوش

به ادب پیش رفتم و گفتم:

ای تو را دل قرارگاه سروش

عاشقم دردمند و حاجتمند

درد من بنگر و به درمان کوش

پیر خندان به طنز با من گفت:

ای تو را پیر عقل حلقه به گوش

تو کجا ما کجا که از شرمت

دختر رز نشسته برقع‌پوش

گفتمش سوخت جانم، آبی ده

و آتش من فرونشان از جوش

دوش می‌سوختم از این آتش

آه اگر امشبم بود چون دوش

گفت خندان که هین پیاله بگیر

ستدم گفت هان زیاده منوش

جرعه‌ای درکشیدم و گشتم

فارغ از رنج عقل و محنت هوش

چون به هوش آمدم یکی دیدم

مابقی را همه خطوط و نقوش

ناگهان در صوامع ملکوت

این حدیثم سروش گفت به گوش

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادیدنی است آن بینی

گر به اقلیم عشق روی آری

همه آفاق گلستان بینی

بر همه اهل آن زمین به مراد

گردش دور آسمان بینی

آنچه بینی دلت همان خواهد

وانچه خواهد دلت همان بینی

بی‌سر و پا گدای آن جا را

سر به ملک جهان گران بینی

هم در آن پا برهنه قومی را

پای بر فرق فرقدان بینی

هم در آن سر برهنه جمعی را

بر سر از عرش سایبان بینی

گاه وجد و سماع هر یک را

بر دو کون آستین‌فشان بینی

دل هر ذره را که بشکافی

آفتابیش در میان بینی

هرچه داری اگر به عشق دهی

کافرم گر جوی زیان بینی

جان گدازی اگر به آتش عشق

عشق را کیمیای جان بینی

از مضیق جهات درگذری

وسعت ملک لامکان بینی

آنچه نشنیده گوش آن شنوی

وانچه نادیده چشم آن بینی

تا به جایی رساندت که یکی

از جهان و جهانیان بینی

با یکی عشق ورز از دل و جان

تا به عین‌الیقین عیان بینی

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

یار بی‌پرده از در و دیوار

در تجلی است یا اولی‌الابصار

شمع جویی و آفتاب بلند

روز بس روشن و تو در شب تار

گر ز ظلمات خود رهی بینی

همه عالم مشارق انوار

کوروش قائد و عصا طلبی

بهر این راه روشن و هموار

چشم بگشا به گلستان و ببین

جلوه‌ی آب صاف در گل و خار

ز آب بی‌رنگ صد هزاران رنگ

لاله و گل نگر در این گلزار

پا به راه طلب نه و از عشق

بهر این راه توشه‌ای بردار

شود آسان ز عشق کاری چند

که بود پیش عقل بس دشوار

یار گو بالغدو و اصال

یار جو بالعشی والابکار

صد رهت لن ترانی ار گویند

بازمی‌دار دیده بر دیدار

تا به جایی رسی که می‌نرسد

پای اوهام و دیده‌ی افکار

بار یابی به محفلی کن جا

جبرئیل امین ندارد بار

این ره، آن زاد راه و آن منزل

مرد راهی اگر، بیا و بیار

ور نه ای مرد راه چون دگران

یار می‌گوی و پشت سر می‌خار

هاتف، ارباب معرفت که گهی

مست خوانندشان و گه هشیار

از می و جام و مطرب و ساقی

از مغ و دیر و شاهد و زنار

قصد ایشان نهفته اسراری است

که به ایما کنند گاه اظهار

پی بری گر به رازشان دانی

که همین است سر آن اسرار

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

شب انتظار

شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم


آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم


بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه

غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

پیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونت
فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت

در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم


منتظرت بودم منتظرت بودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

استتار در حیوانات

parsfun.net

parsfun.net

 

برج های بلند جهان

برج Q 1
کار ساخت این ساختمان در سال 2005 به پایان رسید. آسانسورهای این برج سریع‌ترین آسانسورها در کل استرالیاست و در هر ثانیه 9 متر را طی می‌کند.

برج یوروکا
کار ساخت این برج در سال 2006 به پایان رسید. هزینه تقریبی ساخت این برج به 500‌میلیون دلار در استرالیا رسید.

 

امارات کراون
کار ساخت این برج در اوایل سال 2008 به پایان رسید. این برج مسکونی عظیم، 3 طبقه پارکینگ دارد و از زیباترین ساختمان‌های دبی مارینا در امارات است.

 

برج هزاره
کار ساخت این برج در سال 2006 به پایان رسید. پارکینگ این برج 10 طبقه است و 250 متر طول دارد. این ساختمان دارای استخر، سالن ورزشی و اسکواش است.

 

برج قرن 21
این برج در خیابان اصلی دبی به نام شیخ زاید واقع است و کار ساخت آن در سال 2003 به پایان رسیده‌است. این ساختمان تا سال 2005 بلندترین برج مسکونی جهان بود.

 

کاخ تریومف
کار ساخت این برج در سال 2006 به پایان رسید. این ساختمان 9 بال دارد که هر کدام ورودی مخصوصی برای ورود به برج هستند. همه این بال‌ها با هم مرتبط هستند.

 

کاخ سوم
کار ساخت این برج در سال 2004 به پایان رسید. این برج از ساختار عظیمی برخوردار است به طوری که مرکز آن از بتن است و بدنه آن به صورت آیرودینامیک طراحی شده‌است.

 

برج ترامپ ورلد
کار ساخت این برج در سال 2001 به پایان رسیده است. این ساختمان ظرفیت حمل سنگینی زیادی دارد به طوری‌که هر فوت مربع آن تا 40 تن ظرفیت حمل سنگینی دارد.

 

سورنتو
کار ساخت این برج در سال 2003 به پایان رسید. برج سورنتوی 1 بلندترین ساختمان در کل چین است.

 

امارات مارینا
کار ساخت این برج که در دبی مارینا واقع است در سال 2007 به اتمام رسیده‌است. این برج از نظر ظاهری طراحی منحصر به فردی در دبی دارد.

 

موک دانگ
کار ساخت این برج در سال 2003 به پایان رسید و از 30 ژانویه ساکنان آن که از مدت‌ها قبل طبقات آن را پیش خرید کرده‌بودند به خانه‌هایشان نقل مکان کردند.

 

هیچ کلیف
کار ساخت این برج در سال 2003 به پایان رسیده است. این برج یک بادشکن عظیم در راس خود دارد. هر واحد مسکونی آن 280 متر مربع وسعت دارد.

 

هاربرساید
کار ساخت این برج در سال 2003 به پایان رسیده‌است. این مجموعه ساختمانی از سه برج به هم پیوسته تشکیل شده‌است.

 

برج چلسی
کار ساخت این برج در سال 2005 به پایان رسیده است. بارزترین ویژگی این برج ستون فنری شکل سفید آن است .

 

برج استیت
کار ساخت این برج در سال 2001 به پایان رسیده‌ و این ساختمان بلندترین و عظیم‌ترین ساختمان جنوب شرق آسیا است.

 

برج الفتان
کار ساخت این برج در سال 2006 به پایان رسیده‌است. این برج هم در دبی مارینا واقع شده‌‌است.

 

برج اوسیس بیچ
این برج هم یکی از برج‌های حیرت‌انگیز و مجهز دبی است که کار ساخت آن در سال 2006 به پایان رسیده‌است.

 

برج تاور
کار ساخت این برج در سال 2002 به پایان رسید. این ساختمان جزو اولین ساختمان‌های موج جدید ساخت و ساز در دبی بود.

 

برج هایپریون
کار ساخت این ساختمان در سال 2003 به پایان رسید.

 

سورنتوی 2
این ساختمان در سال 2003 به اتمام رسید.

بزرگترین هواپیمای جهان

در بررسي بزرگ ترين ها در صنعت هواپيما، فاکتورهاي مختلفي مورد توجه قرار مي گيرد که از آن جمله مي توان اندازه طول بالها، بزرگي و وزن را در نظر گرقت که در اين مقاله وزن به عنوان فاکتور اساسي براي تعيين بزرگترين هواپيماها در نظر گرفته مي شود. از اينرو بزرگترين هواپيماي ساخته شده در جهان مدل آنتونوف مدل An-225 است که در اوکراين و در زماني که اين کشور جزئي از شوروي سابق بود ساخته شده است

An-225 وزني در حدود 600تن دارد که البته FAI (فدراسيون بين المللي هواپيمايي) وزن حقيقي پروازي اين مدل را 508تن مي داند که در سال 1989 در هوا به پرواز درآمد و رکورد بزرگترين جرم پروازي را در 2000 متري از سطح زمين به نام خود ثبت کر د. اين هواپيما ابتدا به منظور حمل شاتل فضايي توليد شده بود اما طراحي آن طوري نبود که بتواند جرم هاي خارج از بدنه را حمل کند.

 

ادامه نوشته

مارهای آناکوندا

 

آناکوندا

سمی نیست ولی قربانیان خود را با پیچیدن بدن به دور آنها و درهم فشردن می‌کشد. درازای بدن این خزنده بین هشت تا یازده متر است. از دیدگاه وزن سنگینترین مار جهان است که حداقل حدود ۱۷۰ کیلوگرم وزن دارد یعنی ۵۰ کیلوگرم سنگینتر از پایتون.


مار آناکوندا تنها نمونه از اژدرماران است که بچه می‌زاید.

green anaconda

زیستگاه اصلی این مار بیشتر حوزه رودخانه های آمازون و ارینوکو است. نوزار این مار در بدو تولد حدود 60 سانتیمت است.

anaconda pictures snake

غذاهای او را نیز ماهی ها ، پرندگان ، پستانداران و سایر خزندگان تشکیل می دهند.
برای مثال می تواند آهو ، بز، انسان و حتی کروکدیل را شکار کند.
بزرگترین دشمن این مار نوع عظیم جثه هم نوع خودش است البته اگر پیدا شود. عمر او در حدود30 سال و دمای بدن این مار هم بین 28 تا 30 درجه سانتی گراد است

درازترین مار آناکوندا (anaconda) یا بوا آبی است که در مردابها و رودخانه های جنوب امریکا زندگی میکند.
طول بدن این جانور ممکن است به 36 فوت (11 متر) برسد. این مار سمی نیست، اما دور بدن طعمه خود حلقه میزند و آنقدر به او فشار می آورد تا خفه شود

مرغ مگس خوار

گرانبهاترین هدیه ای که نیمکره غربی زمین به دنیای پرندگان داد خانواده مرغان مگس خوار است. پرندگانی با زیبابی های افسانه ای. طبیعت در ساخت و پرداخت این موجودات زیبا نهایت استادی را به کار برده و آنچه که بهترین است در نهاد آنها به وجود آورده است.

کوچکی جثه، سبکی، تحرک، جرات و جسارت و از همه بالاتر زیباییهای مافوق تصور همه و همه در آنها جمع است.


رنگ پرها و فرم بدن چنان درخشان و زیباست که گویی لعل و یاقوت و زمرد در ساختمانش بکار رفته است. در تمام طول عمر لحظه ای هم با زمین تماس پیدا نمی کنند. دائما ‌در پروازند. از گلی بر گلی دیگر می روند و فقط از شهد شیرین گلها می نوشند این وصف شاعرانه را بوفون طبیعی دان بزرگ فرانسوی از این پرنده کوچک ساکن دنیای جدید دو قرن پیش در کتابش کرده است.

وقتی یک مرغ مگس در حال غذا خوردن است٬ منقار او در عمق گل فرو می رود. دو نیمه منقار او در حالت چسبیده به هم به شکل لوله در می آیند. زان شهد گل را بوسیله مک زدن از راه این لوله به داخل دهان پرنده هدایت می کند. شکل منقارها در گونه های مختلف متفاوت است و به همین دلیل هر کدام می توانند شیره گلهای خاصی را بمکند. این پرنده همچنین برای گرفتن حشرات از منقارش استفاده می کند.


زیبایی های بی حد و اندازه آنها سبب شد که مدت زمانی به عنوان وسیله تزئینی مورداستفاه قرار گیرند و تجارت می شد. در قرن 19 میلیون ها میلیون از انواع مرغان مگس خوار را خشک کردند و از قسمت شمالی آمریکای جنوبی
 و هند غربی بوسیله کشتی به اروپا فرستادند. و در اروپا به عنوان سنجاق سینه زینت تن پوش خانم های اروپایی شد. فقط در طول یکسال یک شرکت انگلیسی چهار صد هزار عدد از آنها را از هند غربی گرفت و به بازارهای اروپا فرستاد.



مرکز اصلی تجارت این پرنده، که سالهاست به شدت محدود شده در بوگوتا قرار داشت منطقه ای که در آن انواع مختلف مگس خواران به وفور زندگی می کردند و می کنند.
امروزه این مرکز قدیمی تجارت به صورت موزه ای از انواع مگس خواران درآمده و دانشمندان در آنجا انواع مختلف آنها را مورد مطالعه قرار می دهند. باتمام مطالعاتی که انجام شده است هنوز هم محیط زندگی بعضی از انواع مگس خواران برای دانشمندان نامعلوم و مجهول است. از این پرندگان کوچک تاکنون سنگواره ای بدست نیامده ولی از روی ساختمان استخوان بندی آنها و منطقه زیستشان چنین حدس زده میشود که آنها از پرنده بزرگی که در منطقه گرمسیری آمریکا زندگی می کرده مشتق شده اند و این رخداد زمانی روی داده که دقیقاٌ معلوم نیست.

تاکنون 318 نوع مرغ مگس خوار شناخته شده که اکثر انواع آنها در آمریکای جنوبی زندگی می کنند.بزرگترین مرغ مگس ٬ مرغ مگس آمریکای جنوبی است. طول آن 23 سانتیمتر (9اینچ) و وزن او حدود 8/2 گرم (10/1اونس) است.. این پرنده در منطقه کوهستانی آن زندگی می کند و تنها نوع از مرغان مگس خوار است که انسان می تواند ضربان بالش را با چشم به خوبی ببیند.
مرغ مگس صدا زنبوری کوبایی از کوچکترین پرندگان جهان است. طول آنها 5 سانتیمتر (2اینچ) میباشد و وزن آنها کمتر از 8/2 گرم(10/1 اونس) است.



این پرندگان کوچک جواهر نشان می توانند برای مدت طولانی در هوا به طور معلق بال بزنند.در حین پرواز بال زدن آنها چنان سریع است که انسان با
چشم خویش نمی تواند بال ها را تعقیب کند و فقط صدای بال آنها شبیه وروز زنبور است به گوش می رسد. بال های در حین پرواز حتی برای یکصدم ثانیه هم مکث نمی کند.بالهای آنها هر ثانیه 90بار به هم می خورند و صدای وزوز نرمی تولید می کنند.
این پرندگان از قندی که در شهد گلها وجود دارد نیروی لازم را برای تحرک و پرواز محیرالعقول خود کسب می کنند و مواد پروتئینی مورد حاجت را از حشراتی که شکار می کنند بدست می آورند.

محیطزیست آنها بهشت مجسم است: همیشه سبز و خرم و همیشه پر گل و گیاه است، خارج از چنین محیطی زندگی برای آنها دشوار است.

نوک اکثر انواع آنها باریک و تیز است. در بعضی انواع مستقیم و در بعضی دیگر کاملاٌ خمیده است و فقط در یک نوع چون هلال
[ماه کاملاٌ خمیده است و فقط در یک نوع چون هلال ماه کاملاٌ خمیده است. در نوع مگس خوار معروف به قوس قزحی که در منطقه کوهستانی اند زندگی می کند سر نوک بر خلاف سایر انواع به طرف بالا خم شده است.

در نوع مگس خوار نوک شمشیری طول نوک بیش از طول تمام بدن است. شکل و طول زبان و نوک این پرندگان تطابق و بستگی تام با شکل گلهایی دارد که مگس خواران از شهد آنها استفاده می کنند. نکته جالب دیگر این که مگس خواران معمولاٌ می توانند زبان خود را از طرفین نوک خارج کنند. در بعضی از انواع سر زبان به صورت لوله ای بسیار باریک درآمده و در چند نوع دیگر در سرزبان تارهای نازک مو دیده می شود. بعضی دیگر دارای زبانی تیز و خم شده به طرف بالا هستند.
سوای پر رنگین که پوشش بدن پرنده نر به شمار می رود بیشتر انواع این پرنده دارای پرهای تزئینی بسیار جالبی هم می باشند که در موقع رقص از آنها استفاده می کنند.

عقاب پرنده ای افسانه ای

عقاب

 یکی از بزرگ‌ترین و نیرومندترین پرندگان جهان است. عقابها منظری مغرور و ترسناک و قدرت شکارگری بسیار دارند. برخی از عقابها حین پرواز شکار خود را صید می‌کنند. عقاب طلائی را گاه سلطان پرندگان گفته‌اند. عقابها سخت از خطر، مخصوصاً انسان گریزان هستند وبندرت به آدمی حمله می‌کنند. عقاب توانائی بلند کردن یک آدم کوچک اندام را دارد.

پرونده:Haliaeetus leucocephalus-tree-USFWS.jpg

عقاب معمولاً از ۷۶ تا ۸۹ سانتی متر از نوک منقار تا انتهای دم طول، و از ۳ تا ۶ کیلوگرم جرم و بال‌هایش حدود دو متر بلندی دارد.

سر عقاب بزرگ و پوشیده از پر است. چشمانی درشت دارد که هریک از آن‌ها در یک طرف سرش قرار دارد. از قدرت بینائی فراوان بهره‌مند می‌باشد. عقاب‌ها می‌توانند از فراز آسمانها شکار خود را ببینند واز نقاط بلند همچون صاعقه بر سر شکار نگون بخت فرود آیند. منقار نیرومند وتندی دارند. منقار عقاب طلائی به پنج سانتی متر می‌رسد. برخی از عقابها منقاری بزرگ‌تر دارند.

پرونده:Weisskopf Seeadler haliaeetus leucocephalus 8 amk.jpg

رنگ و بال و طول و شکل عقابها از منطقه تا منطقهٔ دیگر اختلاف دارد به طوری‌که در عقابهای آسیائی و اوروپائی وآمریکائی تفاوت آن نمایان است. عقابها پاهایی نیرومند و به رنگ زرد و روشن دارند. عقابها برای درهم شکستن شکار خود از منقار و چنگال پاهای خود استفاده می‌کنند. پاهای عقاب طلائی پوشیده از پر (ریش) است، اما قسمت پائین پاها بدون پر می‌باشد.

عقابها در علفزار و جنگل‌های زمین‌های پست و بر فراز کوه‌های بلند و ناهموار و در نقاط دوردست و تقریباً دست نخورده توسط انسان زندگی می‌کنند.

با پرها و بالهای بلند، عقاب می‌تواند به آسانی پرواز وشکار خود را از زمین بلند کند. عقاب گاه، با بالهای خود به شکار ضربه می‌زند. اما نمی‌تواند با بال‌هایش بجنگد. عقاب هنگام جنگ از منقار و پاهای نیرومند خود استفاده می‌کند، بیشتر عقابها قهوه‌ای رنگ و یا سیاه رنگ هستند. جوجه عقابها تا سن بلوغ خود که چهار سال طول می کشد پر و بال کامل ندارند

عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال تقریباً عمر می‌کنند، البته گاه تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کرده‌اند. قلمرو عقاب از پنجاه تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کرده‌اند. آشیانه عقاب‌ها بیشتر بر فراز بلندی‌ها، بالای درختان بلند و شکاف صخره‌ها و کوه‌های مرتفع و پرتگاه‌ها می‌باشد

 

پرونده:AQAB 3.jpg